المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٠ - غير و احكام آن
شاهد در « معا » است كه حال قرار گرفته و بمعناى « جميعا » بوده و همانطورى كه ملاحظه ميشود از اضافه منقطع مىباشد.
مصنّف گويد:
كلمه « غير » را مبنى برضمّ كن مشروط باينكه مضاف اليه آنرا حذف كرده و محذوف را در نيّت بگيرى.
غير و احكام آن
شارح گويد:
حاصل مراد و مقصود مصنّف اينست كه:
كلمه « غير » در صورتيكه مضاف اليهش حذف شود و معنايش در نيّت گرفته شود مبنى برضمّ مىگردد چنانچه مبرّد نحوى نيز با اين نظريّه موافق است.
مصنّف در شرح كافيه گفته است:
علّت مبنى شدن « غير » در صورت مذكور آنست كه آنچه با شباهتى كه مقتضى بناء بود يعنى مستقلّ نبودن در مفهوم معارضه مىكرد الآن زائل گشته و بدين ترتيب ديگر مانعى از مبنى شدن غير وجود ندارد لذا با بودن مقتضى و مفقود بودن مانع بايد غير مبنى شود.
توضيح و شرح
مؤلّف گويد:
شرح و توضيح گفته مصنّف اينست كه:
اساسا لفظ غير داراى مفهوم مستقلّ نيست بلكه همچون حروف بايد به كمك لفظ ديگرى مفيد معنا باشد از اينرو با اينكه اسم است و اصل در اسماء اينست كه معرب باشند چون شباهت معنوى به حروف دارد اينمعنا مقتضى است كه مبنى گردد منتهى اين شباهت غير مدنى است يعنى امر ديگرى با آن معارضه و مقابله كرده و مانع از تأثير آن و مبنى شدن غير مىگردد و آن دائم الاضافه بودن غير مىباشد چه آنكه اضافه از خواصّ اسماء است و وقتى اين خصيصه بطور دوام و هميشگى در « غير » بود نمىگذارد اين كلمه مبنى استعمال شود بلكه همچون غالب اسماء معرب بكار مىرود.